دوسش دارم خیلی

خدایا!

خدایا!

مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان . اضطرابهای بزرگ , غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عظیم را به جانم ریز .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط شیداترین شیدا لطف شما ()


خدا رو شکر ...

خدا رو شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است .

این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.

خدا رو شکر که مالیات می پردازم .

این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم .

خدا رو شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند .

این یعنی غذای کافی بری خوردن دارم .

خدا رو شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم .

این یعنی توان سخت کار کردن را دارم .

خدا رو شکر که وقتی به خانه می آیم باید زمین را بشویم و پنجره هارا تمیز کنم .

این یعنی من خانه ای برای زندگی دارم .

 خدا رو شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم .

این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا رو شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم .

این یعنی من توانایی شنیدن دارم .

خدا رو شکر که این همه شستنی و اتوکرردنی دارم .

این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم .

خدا رو شکر که هر روز صبح با زنگ ساعت باید بیدار شوم .

این یعنی من هنوز زنده ام .

خدا رو شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم .

این یعنی بیاد داشته باشم که اقلب اوقات سالم هستم .

خدا رو شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند .

این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم .

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط شیداترین شیدا لطف شما ()


عید سعید فطر مبارک

خدایا اگر داری بنای دادن عیدی

منور کن جهانی را به نور دیدن مهدی

+ نوشته شده در چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط شیداترین شیدا لطف شما ()


چطوری ؟

سلام .

تا حالابه این موضوع فکر کردین که روزها چقدر با سرعت سپری میشن و تا یک چشم به هم میزنیم میبینیم موقع عروسی مون سر میرسه بعدش به فاصله یک لیوان آب خوردن بچه دار میشیم , بچه هامون بزرگ میشن , پیر میشیم و بعد .....

پشت سر که نگاه میکنبم کوله باری از خاطرات خوب و بد سنگینی میکنه پس چه بهتر که کوله بارمون پر باشه از خاطرات خوب . حالا چطوریشو میخوام با کمک شما عزیزان پیدا کنم .

پس لطف میکنین و تو قسمت نظرات بهم کمک میکنین .

پیشاپیش از لطفتون سپاسگذارم.

تا بعدبامن حرف نزن

+ نوشته شده در دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط شیداترین شیدا لطف شما ()


اولین ....

سلام .

امروز جمعه مورخ 4/6/90 میباشد . من از امروز دوباره نوشتن تو وبلاگو شروع کردم و چون پسورد وبلاگ قدیمیم رو فراموش کردم مجبور شدم یه وبلاگ جدید بسازم .بامن حرف نزن تا بعد

+ نوشته شده در جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط شیداترین شیدا لطف شما ()